اقرا بسم رب زلف یار

اقرا بسم رب زلف یار  خیالباف

ظهر دی ماه آخرین سال قبل از رویتِ دوست، امین ترین جبرئیل، مزین به ششصد بالِ مرصع به دُر بر من ترین کافر نازل شد، که بخوان. ناموس اکبر شنید از منِ نافرمان که خواندن نمیدانم. عقلٍ اول، انگشت اشارت به کرسی سرخ سرسرای انتظار روانه کرد که شاهد شیراز ببین و بخوان به نام پروردگار این خم ابرو. بخوان به نام خالق این قصه ی گیسو. آنکه آفرید انسان را از دل  که رسول تویی، از امروز در هفت اقلیمِ کفر به رسالتِ دل بازی و دل واری. شاهِ جهان بر تو اعجازی نهاد که مکذبین رسالتت را نیکوترین برهان : شقُ الصدر. هر آنکه تو را دیوانه و ساحر خواند سینه ی خود بشکاف و دلِ دو نیم شده را نشان ده.

۲۹ تیر ۹۴ ، ۲۳:۲۳ comment

Misery

Misery - خیالباف

 تا وقتی وجود داشته باشه ذهنت آزاد نمیشه. پل، فکر می کنم باید کبریت رو روشن کنی.

Misery - 1990 - Rob Reiner

ادامه مطلب...
۲۹ تیر ۹۴ ، ۱۵:۲۶ comment

ماه نو

ماه نو - خیال باف

ماه نو - گرافیتی، استنسیل - بیست و هشتم تیر نود و چهار  - تهران

۲۸ تیر ۹۴ ، ۱۶:۵۰ comment